اَلنّاسُ أعداءُ ماجَهِلوا؛
مردم، با آنچه نمى دانند دشمن اند.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 553 ، حكمت 438
اَلنّاسُ أعداءُ ماجَهِلوا؛
مردم، با آنچه نمى دانند دشمن اند.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 553 ، حكمت 438
خَوَافِي الْأَخْلَاقِ تَكْشِفُهَا الْمُعَاشَرَة؛
خصلت ها و اخلاق پنهان را، معاشرت آشكار مى سازد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 437 ، ح 10029
رَجُلاً يَسأَلُ اَبا عَبدِ اللّه عليه السلام فَقالَ: الرَّجُلُ يَقولُ أَوَّدُكَ، فَكَيفَ أَعلَمُ أَنَّهُ يَوَدُّنى؟ فَقالَ: اِمتَحِن قَلبَكَ، فَإن كُنتَ تَوَدُّهُ فَإنَّهُ يَوَدُّكَ؛
شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد: گاهى به من گفته مى شود: دوستت دارم. از كجا بدانم كه (راست مى گويد و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: قلب خودت را بيازماى، پس اگر تو او را دوست دارى، بدان كه او نيز تو را دوست دارد.
كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص652، ح2
مَن لَم يُحسِن ظَنَّهُ استَوحَشَ مِن كُلِّ أَحَدٍ؛
آن كس كه گمان خود را نيكو نسازد (و بدبين باشد) از هر كسى وحشت مى كند.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 254 ، ح 5333
اَلنّاسُ إلى أشكالِهِم أَميَلُ؛
مردم به همانند خود، بيشتر تمايل دارند.
امالی(صدوق) ص 229 ، ح 14 -بحارالأنوار(ط-بیروت) ج75، ص92، ح100
اَلنَّومُ راحَةٌ لِلجَسَدِ و َالنُّطقُ راحَةٌ لِلرّوحِ و َالسُّكوتُ راحَةٌ لِلعَقلِ؛
خواب، آرام بخش جسم است، سخن گفتن آسايش روح است و سكوت، سبب راحتى عقل است.
من لايحضره الفقيه ج4، ص402، ح5865
إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَ كَرَاهَةً وَ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَأْتُوهَا مِنْ إِقْبَالِهَا وَ شَهْوَتِهَا فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِي
دلها را حالتِ خواستن و ناخواستن و روى آوردن و پشت كردن است. از راه خواسته ها و تمايلات سراغ قلبها برويد، چرا كه اگر دل را به كارى مجبور كنند، كور مى شود.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 66 ، ح 887 {نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 503 ، حكمت 193 }
اَلنّاسُ كَالشَّجَرِ شَرابُهُ واحِدٌ و َثَمَرُهُ مُختَلِفٌ؛ مردم همانند درختان اند كه آبشان يكى است و ميوه هايشان گوناگون. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحكم و دررالکلم ج2، ص136، ح2097
مَنْ لَمْ يَتَدَارَكْ نَفْسَهُ بِإِصْلَاحِهَا أَعْضَلَ دَاؤُهُ وَ أَعْيَا شِفَاؤُهُ وَ عَدِمَ الطَّبِيب
هر كس به اصلاح خود نپردازد، بيمارى اش سخت مى شود و در درمانش به رنج مى افتد و طبيبى نخواهد يافت.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 237 ، ح 4773
مَنْ اَكَلَ وَ ذو عَيْنَيْنِ يَنْظُرُ اِلَيْهِ وَ لَمْ يُواسِهِ ابْتُلى بِداءٍ لا دَواءَ لَهُ ؛
هر كس غذا بخورد و ديگرى به او نگاه كند، و به او ندهد، به دردى بى درمان مبتلا مى شود.
تنبيه الخواطر معروف به مجموعه ورام ج 1 ، ص 47